تبليغاتX
حیدریم

نوشته شده توسط حیدریم در ساعت 17:26 | لینک  | 

۱۹بهمن سالروز بیعت همافران با رهبری

نوشته شده توسط حیدریم در ساعت 14:43 | لینک  | 

همیشه دیدارهای صمیمی و نزدیک رئیس جمهور با مردم همواره برای من این سئوال را داشته که با چه انگیزه  و تفکری انجام می شود؟ معمولا این طوری توجیه می شود که این یک حرکت سمبولیک هست تا مسئولین پائین تر هم الگو برداری کنند و مشکلات مردم را از نزدیک ببینند و بشنوند و هر چه زودتر راه حلی برای برطرف کردن آن بکنند! اگر با این نگاه هم ببینیم چند سئوال پیش می آید؟

 1- تا امروز هیچ مدیر و وزیر یا استانداری  کاری که رئیس جمهور می کند انجام نمی دهد و فقط ایشان تنهایی به مشکلات 72 میلیون نفر رسیدگی می کند.

  2- نهادهای مربوط به رسیدگی و رفع مشکلات مردم چه می کنند؟

  3- مدیران زیر نظر وزیران و استانداران و زیر مجموعه دولت چگونه به مسائل مردم رسیدگی می کنند که همه دنبال نامه دادن و دیدار با رئیس جمهور هستند؟

  4- وقت رئیس جمهور باید صرف مسائل کلان کشور بشود یا دیدارهای مردمی؟

  5- مدیریت و نظارت سیستم دولتی چگونه عمل می کند که مشکلات مردم هر روز بیشتر از دیروز می شود؟

 و در آخر زمان ما با دوران حکومت علی ابن ابیطالب (ع) خیلی فرق می کند دیگر احتیاجی نیست که مسئولین به خانه فقرا بروند و کلی با گرد و خاک هلی کوپتر و اذیت و آزار با آنها دیدار کنند چون اگر کمیته امداد امام خمینی  کارش را درست انجام دهد مشکلی برای فقرا به وجود نمی آید اگر وزارت اطلاعات اطلاع رسانی کند و وزارتخانه های دیگر کارشان را درست انجام دهند خیلی از مشکلات و گرفتاریهای مردم رفع می شود. به شدت خلاء مدیریت خلاق . دلسوز و نخبه در کشور احساس می شود. این موضوع برای این زمان و یک دوره خاص نیست از زمان شاهان بی لیاقت و بی کفایت بوده تا امروز.

نوشته شده توسط حیدریم در ساعت 13:36 | لینک  | 

جنازه ، جنازه ست. چه با کس ، چه بی کس.

روزانه در بهشت زهرا (س) یک تا هفت جنازه بی کس بطور رایگان دفن می شود. البته این جنازه های بی کس فقط شامل فقرا نمی شود راننده آمبولانس بهشت زهرا (س) می گفت: یک جنازه از شمال شهر برای تدفین آوردم منزل این میت شاید در حدود پنج تا هفت میلیارد تومان ارزش داشت دو تا پسر و سه تا دختر فرزندان میت بودند هیچ کدام حاضر نبودند جنازه را در آمبولانس بزارند همه کنار گاو صندوقی که پر از سند زمین و خانه ، چک و دلار بود نشسته بودند به آنها گفتم از شما ها کسی با من نمی آید یکی از آنها گفت: اگر اینجا را ترک کنیم تمام ثروت پدرم را اینها می بند و سر ما بی کلاه می ماند. مقداری پول به شما می دهیم شما زحمت کفن و دفن را بکشید. من او را تنهایی آوردم و با چند نفر تدفین کردیم. 

نوشته شده توسط حیدریم در ساعت 14:51 | لینک  | 

نوشته شده توسط حیدریم در ساعت 13:52 | لینک  |